24 فروردین 1398

سرمقاله 164 - تهی

مولف: tarabaran   /  دسته: شماره 164   /  رتبه دهید:

تهی!

پیدا شدن فروچاله‌ها بر پیکر یک سرزمین نشانه چیست؟ پاسخ فنی ساده‌ای در برابر است: روستايیان چند ده هزار چاه غیرمجاز را دائما عمیق‌تر و با کشیدن آب زمین، خاک را سست کرده‌اند. زیر زمین خالی و پوک شده و بالاخره فرونشسته است. یک پاسخ علمی هم وجود دارد: تراز منفی آب‌های زیرسطحی مورد توجه سیاستگذاران منابع آب و کارشناسان اقتصادی واقع نشده و تعادل لایه‌ای بهم خورده است. اما یک پاسخ دیگر وجود دارد که سیاسی است: حکومت به هشدار کارشناسان گوش نکرده و به دليل پایگاه سیاسی‌ روستایی خود، نخواسته یا نتوانسته خودش را راضی کند هزینه سیاسی كور كردن چاه‌هاي غيرمجاز را بدهد.

اجازه بدهید بگوییم كه یک پاسخ شبه‌فلسفی هم برای این پرسش وجود دارد: فروچاله‌ها حاصل عدم قطعیت در خصوص یک حقیقت مطلق و ابدی‌ هستند که در به خطا رفتن مداوم عقلانیت‌ حکمرانی نمود می‌یابد. بر مبنای این پاسخ، حکومت نمی‌تواند به قطعیت برسد که روند منتهی به تشکیل فروچاله روندی مصیبت‌بار است و باید جلوی آن را گرفت. همچنین نمی‌توان مطمئن بود که فرونشست یک رخداد مطلقا منفی حاصل از عملكرد ماست. پدید آمدن فروچاله می‌تواند مانند سایر تحولات زمین‌شناسی، منطق خاص خود را داشته و بی‌اعتنا به نظام ارزش‌گذاری ما باشد، درست مانند زلزله که نمی‌توان آن را انتقام زمین از برپاکنندگان فساد در زمین و یا مقاومت زمین در برابر خرابکاری‌های زیست‌محیطی ارباب‌منشانه بشر دانست. همین نبود یک متر و سنجه دارای قطعیت است که مثلا نفت را که اتفاقا آن هم از زیرزمین بیرون می‌کشند، یک روز ثروت خدادادی فرض می‌کند و روز دیگر نفرین زمین از کار درمی‌آورد؛ همین عدم قطعیت که چه چیز درست است و چه چیز غلط. همین عدم قطعی بودن پاسخ این که بودجه ساخت مدرسه را بیشتر کنیم یا ساخت زندان را و صرف بودجه برای آموزش زندانیان بهتر است یا دانش آموزان؟...

نگاه به هر پدیده‌ای در چارچوب چهارگانه فوق امکان‌پذیر است. در تجارت و صادرات و واردات، در سیاست خارجی و حتی در بودجه دولت که این شماره ترابران هم در گزارش اصلی به آن پرداخته است و مشابهت‌هايي با مثال فرونشست دارد. هم می‌توان آن را از نظر فنی توضیح داد، هم سیاست‌گذاری اقتصادی، هم سیاسی و هم عقلانیت حکمرانی؛ مثلا کسری‌ بودجه را که مشکل ذاتی آن هست در نظر بگیرید. از نظر عوام، کسر بودجه یعنی حکومتی‌ها پول‌ها را خرج خودشان می‌کنند؛ از نظر فنی مي‌شود آن را با همان تراز ورودی و خروجی یعنی کمبود درآمد و زیادی هزینه توضیح داد؛ به لحاظ علمی با مثلا کاهش درآمد فروش و سهم نفت، یا بروز رکود و کاهش منابع مالیاتی و مانند آنها قابل تفسير است. از نظر سیاسی هم که کیفیات چیزی مثل بودجه مطلقا سیاسی است: حکومت می‌خواهد کجا را چرب کند و کجا را بخشکاند. امروز برایش واردات گاز اشک‌آور و خودروي ضدشورش مهم‌تر است یا آفت‌کش و تراکتور؟ از زاویه فلسفی هم اهمیت دارد که عقلانیت شناور حکمرانی، ما را به کجا بكشاند: عدالت در توزیع بهتر است یا عدالت در اعطای فرصت؟ بهتر است کارها را دولت انجام دهد یا بخش خصوصی؟ مردمان فقیر بااخلاق بهتر هستند یا جامعه مرفه ولنگار؟ نادانی، جداافتادگی و بی‌خبری سبب رستگاری است یا آگاهی و ارتباط با جهان و بنابراین بودجه فرهنگ را زیاد کنیم یا زیرساخت یا نظامی را؟

جدا از این نوع تاملات، بالاخره کشور را چگونه باید دخل و خرج و اداره کرد؟ از ابعاد فنی شروع كنيم یا از غور فلسفی؟ از آب بستن به درآمد و بریدن سر هزینه‌های نامقبول یا سرکشیدن شوکران‌هایی که اقتصاددان‌ها تعارف می‌کنند؟ گریزی از انتخاب نداریم، هرچند در تفسیر راه رفته، ما را در همه چارچوب‌ها وزن و نقد می‌کنند. هم محاسبات اقتصادی ما را نگاه می‌کنند، هم کانالیزه‌کردن‌های بودجه‌ای در کوچه پس‌کوچه‌های سیا‌سی را و هم عقلانیت حکمرانی نهفته در پس همه این‌ها را. البته هستند ظریفانی از میان خوانندگان ترابران که بگويند مهم‌تر از همه، «فقدان عقلانیت» نهفته در پس همه این‌هاست.

راست می‌گویند. آن عقلانیت مفقود در همه امور این جمهوری عجیب، بیشتر نقش دارد: در هدر دادن فرصت گردآوری و جمع منابع، در به باد دادن و به تاراج فساد رفتن همان منابع؛ در انتخاب بین بد و بدتر و در تولید فروچاله‌ها: فروچاله در زمین‌های کشاورزی و فروچاله‌های بودجه‌ای. مسبب همه اينها نبود عقلانیت در حکمرانی است و... یکی دوساله هم می‌شد این را فهمید؛ نیازی به صبر چهل‌ساله نبود!

تعداد مشاهده (27)       نظرات (0)

نظرات کاربران درباره خبر "سرمقاله 164 - تهی"


نظرتان را بیان کنید

نام:
پست الکترونیکی:
نظر:
کد بالا را در محل مربوطه وارد نمایید